شبی

سرد و تاریک

شاید

طولانی‌ترین شب بود

داشتی از دوردستها می‌‌آمدی

تو می‌‌آمدی

تو می‌‌آمدی با دستانی

که در یکی‌ عشق بود

و در دیگری نور را به ارمغان می‌‌آوردی

داشتی می‌‌آمدی

که ترجمان ایثار باشی‌

به زبان انسان

راستی‌

تو که یهوه صبایوت بودی

شمشیرت را چرا با خودت نیاوردی !!!؟

داشت یادم

میرفت

انگار هر دو دستت پر بود……!

شهرام سورتجی Joseph Soortejie

ترجمه شعر شب یخ زده به زبان یونانی به عنوان یکی‌ از شعر‌های برگزیده سال دوهزار و ده میلادی در کشور قبرس شناخته شد و با همین نام در پر تیراژ‌ترین  روزنامه آن کشور Politis به چاپ رسید.

MIA NYKTA

http://pdf.politis-news.com/pdfimages/20101231/1293785244-29293.jpg

اظهار نظر بسته است